قوس ۱۷, ۱۳۹۶

از ورای تجارب صلح اندونیزیا؛ می‌باید در جهت تامین صلح واقعی در افغانستان استفاده کرد!

فضل کریم ایماق

«در کشور ما،(اندونیزیا) ۷۰۰ قوم و ۶مذهب رسمی در کنار هم قرار دارند و تلاش می‌کنیم آنان را همیشه در حال آشتی و تفاهم نگهداشته و مدیریت کنیم، به گونۀ قطعی نمی‌توان گفت که ما در کشور خود، مشکل نداریم، اما همه به این نتیجه و فیصله رسیده‌ایم که باید متحد باشیم و مشکلات را به همکاری همدیگر حل کنیم.»

************************

اندونیزیا؛ بعد از یک جنگ سی‌ودوساله به صلح رسید. چگونهأ این کار شد؟ در چارچوب هیأتی از شورای عالی صلح و حکومت، به اندونیزیا رفتیم تا از تجارب صلح این کشور بیاموزیم.

اندونیزیا یکی از بزرگترین کشورهای اسلامی است. این کشور بیش از ۲۶۰ میلیون جمعیت دارد که در قالب ۷۱۴ قوم با هم زنده‌گی می‌کنند که با بیش از یک‌هزار زبان تکلم می‌نمایند، ۸۷ درصد جمعیت اندونیزیا را مسلمانان تشکیل می‌دهند و از این نظرگاه اندونیزیا یکی از بزرگترین کشورهای مسلمان‌نشین است. این کشور، مراحل مختلفی از جمله سیطره استعماری هالندی‌ها و جاپانی‌ها را در حیات سیاسی خویش پشت سرگذاشته است، اما امروزه مردم اندونیزیا با آن جماعت بزرگ بشری و با آن همه تعدد و تکثر قومی-فرهنگی، در صلح و ثبات زنده‌گی می‌کنند. حتا احتیاط ملی به اندازۀ رعایت شده که از جمله یک هزار زبان، کوچک‌ترین آن را منحیث زبان رسمی بر گزیده اند که از یک طرف این زبان محو و نابود نشود و از سویی دیگر گوینده‌گان آن احساس توهین و تحقیر ننمایند.

کشورهای زیادی هستند که تجارب جنگ و صلح را دارند، اما انتخاب اندونیزیا منحیث کشوری که تجارب جنگ و صلحش می‌تواند برای افغانستان قابل الگو برداری باشد، از این‌رو بود که اندونیزیا هم مسلمان‌نشین است وهم دارای تکثر و تعدد قومی-مذهبی است. چون جنگ جاری در افغانستان نیز دارای ابعاد مذهبی و قومی دانسته می‌شود، وجه تشابه‌اش با اندونیزیا بیشتر است و بنابراین تجارب جنگ و صلح آنان برای ما یک الگو بوده می‌تواند.

طبیعتا با این پرسش و پیش‌فرض ذهنی وارد اندونیزیا شدیم که آنان چگونه توانسته‌اند تکثر قومی و مذهبی را مدیریت کنند و این دو، عامل نفاق و شقاق و جنگ و خشونت در کشور شان نباشد؟ ما با این پیش‌فرض، به همه چیز در اندونیزیا نگاه می‌کردیم و دنبال تفاوت‌ها و نمادهایی می‌گشتیم که یک جامعه بزرگ مسلمانان را از جامعه مسلمان خود ما متمایز می‌سازد.

در نخستین نگاه و شاید بزرگ‌ترین نمادی که می‌شد از آن تساهل و تکثرگرایی دینی را در اندونیزیا نتیجه گرفت و به توانایی اندونیزیایی‌ها در امر فراهم‌آوری زنده‌گی باهمی و مسالمت‌آمیز اقوام و مذاهب مختلف، اذعان کرد، هم‌جواری بزرگ‌ترین مسجد مسلمانان و قدیمی‌ترین کلیسای مسیحیان بود.

بزرگترین مسجد مسلمانان درجاکارتا، پایتخت اندونیزیا، که ظرفیت بیش از ۲۰۰ هزار نمازگزار را در یک زمان دارد، با قدیمی‌ترین کلیسای مسیحیان، در مقابل هم قراردارند. میان این دوعبادتگاه مسلمانان و مسیحیان، فقط فاصله‌یی به عرض یک جاده است و بس. نه‌تنها همجواری این دو عبادتگاه، بلکه بیشتر از آن، برخورد هم‌گرایانه مسلمانان و مسیحیانی که در این دو عبادت‌گاه جهت ادای مناسک و مراسم دینی حضور می‌یابند، نیز مثال‌زدنی است. مسیحیان در روزهای خاص مذهبی، از پارکینگ مسجد مسلمانان استفاده می‌کنند و بر عکس مسلمانان نیز به همین گونه!

نام مسجد، نیز قابل توجه است. اندونیزیایی‌ها، این مسجد بزرگ پایتخت کشور شان را «استقلال» نام‌گذاری کرده‌اند. چون در سال ۱۹۴۹، یعنی سال استقلال اندونیزیا اعمار شده است. مسما کردن بزرگترین مسجد، با یک نام «سیاسی- ملی» (ونه الزاماً دینی) به این معنا است که اندونیزیایی‌ها، دین را با فرهنگ و ارزش‌های ملی خودشان آشتی داده‌اند. این یک تفاوت بزرگ با جامعه خود ما را نشان می‌دهد. در افغانستان، معمولا مساجد به نام یکی از صحابی‌های پیامبر اسلام مسما می‌شود. که این، به‌نحوی فاصله میان دین و ارزش‌های فرهنگی-اجتماعی را انعکاس می‌دهد. اما در این اندونیزیا چنین نیست.

با دیدن این نمادها و نشانه‌ها ما بیشتر کنجاو می‌شدیم تا بدانیم که علت اصلی تساهل و مدارای دینی-فرهنگی در اندونیزیا در چیست؟ با علمای دینی اندونیزیا که دید و وادید داشتیم، این پرسش‌ را با آنان در میان گذاشتیم. آنان گفتند که در اندونیزیا دو نهاد بزرگ دینی به‌نام‌های: «نهضت علما»، با داشتن ۹۰ میلیون عضو؛ و «انجمن محمدیه» با داشتن ۴۰ میلیون عضو، در جهت حل مشکلات سیاسی، اجتماعی و مذهبی کار می‌کنند. آنان هم‌چنان گفتند که نهادهای دینی یاد شده، در کنار رفع مشکلات اجتماعی و مذهبی، تلاش می‌کنند تا اخلاق دینی را در همه عرصه‌های کاری تبلیغ و ترویج نموده و به پیروان دین مبین اسلام، بیاموزند تا با همدیگر و پیروان سایر ادیان برخورد صمیمانه و اخلاق‌مدارانه داشته باشند و از تشنج و خشونت پرهیز کنند.

نکته جالب توجه دیگر این‌که نظام سیاسی اندونیزیا، مبتنی بر اصل دموکراسی و مردم سالاری است و آزادهای مدنی‌ و شهروندی طبق قانون اساسی تامین است، اما علما دینی، در امور سیاسی مداخله نمی‌کنند و دین را به شیوه‌هایی تبلیغ می‌کنند که نه‌تنها حساسیت سیاسی برنیانگیزد و با ارزش‌های مدنی-فرهنگی کشور در تضاد واقع نشود، بلکه این ارزش‌ها و اصول را حمایت و تقویت نماید. به عبارت دیگر، نهادهای دینی اندونیزیا با آن‌همه جمعیت بزرگی را که در خود جاداده‌اند، با دین وجامعه برخورد اخلاق‌مدار و تفاهمی دارند. این در واقع، یکی از عمده‌ترین عواملی است که زمینه زنده‌گی مسالمت‌آمیز مسلمانان با سایر ادیان و مذاهب را در اندونیزیا فراهم کرده و بستر جنگ و تنش را از بین برده است. علمای دینی اندونیزیا و جامعه مذهبی و روحانی این کشور، در کل رفتار تحکمی و تکفیری ندارند. آنان همه تلاش شان  این است که چگونه نقطه‌های وصل مردم و پیروان مذاهب را پیدا کنند و آن را تبلیغ و ترویج نمایند. چیزی که در جامعه ما غالبا عکس آن اتفاق می‌افتد.

معین وزارت امور خارجه اندونیزیا در نشستی که با شماری از علمای دینی این کشور داشتیم، گفت:« ما تلاش می‌کنیم چالش‌ها را به فرصت تبدیل کینم. تفاوت‌ها یک امر طبیعی است، برای اصلاح و آشتی تلاش لازم است.»  او در رابطه به نقش علمای دینی اندونیزیا گفت، علمای دینی اندونیزیا، تامین کننده اسلام مدرن در کشوراند.  منظورش همان اسلامی است که با ارزش‌های نوین در تضاد و تقابل قرار نداشته باشد و همچون نقطه وصلی میان ساکنین یک کشور عمل کند!

رییس نهضت علمای دینی اندونیزیا، گفت:«در کشور ما، ۷۰۰ قوم و ۶مذهب رسمی در کنار هم قرار دارند و ما تلاش می‌کنیم آنان را همیشه در حال آشتی و تفاهم نگهداشته و مدیریت کنیم.» او همچنان گفت، به گونۀ قطعی نمی‌توان گفت که مشکل نداریم، اما همه به این نتیجه و فیصله رسیده‌ایم که باید متحد باشیم و مشکلات را به همکاری همدیگر حل کنیم. در واقع، این مدنی‌ترین، مدرن‌ترین، انسانی‌ترین و یگانه راه و روش برای حل مشکلات یک جامعه کثیرالافرهنگ است.

وقتی صحبت‌های مسوولین حکومتی و علمای دینی اندونیزیا را می‌شنیدم، که با آن چگونه در تفاهم و تبانی با همدیگر قرارداشتند و امیدوارانه به یک آینده امن و باثبات کشور شان نگاه می‌کردند، به این فکر می‌کردم که ما در افغانستان چه زمانی به این سطح از همکاری و تفاهم و تعامل برسیم؟ متوجه شدم که دین اسلام در اندونیزیا چگونه به نقطه «وصل» تبدیل شده و در افغانستان چگونه از این دین پاک و کثیرالابعاد استفاده خشک و خشن می‌شود و متاسفانه در جهت «فصل‌کردن» آدم‌ها نیز استفاده صورت می‌گیرد.

این بیت زیبای … به یاد آمد که:

زشت باید دید و انگارید خوب

زهر باید خورد و پندارید قند

توسنی کردم ندانستم همی

کز کشیدن تنگ‌تر گردد کمند

Please rate this

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *