سرطان ۲۵, ۱۳۹۵

به امید انزوای پاکستان؛ از عوامل بحران زای داخلی غافل نباشید!!

نورالله ولیزاده

زخم‌های ناسور درونی افغانستان هنوز دهن باز و متعفن اند. چهاردهه جنگ و نا‌امنی و بی ثباتی منجر به ایجاد فقر سیستماتیک، جو بی اعتمادی، بی ظرفیتی سیاسی-اداری، معضلات بزرگ و پیچیده اجتماعی-فرهنگی، ساختارمند شدن خشونت ورزی و بی مدارایی و ده‌ها معضل کلان و کوچک دیگر در ساختارهای اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و اعتقادی جامعه مشمول فهرست دراز عوامل و انگیزه‌های جنگ و بی ثباتی در افغانستان هستند که در مقایسه با این‌ها، مداخله خارجی شبیه قُله قابل دید از کوه بزرگ یخِ زیر آب است، بنأ نیاز است که در پهلوی عوامل خارجی از عوامل بحران زای داخلی دولت مردان افغانستان غافل نباشند!

*******

دشواری تصمیم گیری و اعمال تغییر در سیاست های کلان دولت، از نظر اندیشمندان سیاسی، یکی از معایب نظام دموکراتیک به شمار می رود. ۱۵ سال زمان گرفت تا امریکایی ها وارد بحث جدی برای پیدا کردن پاسخ به این پرسش شوند که پاکستان برای امریکا دوست است یا دشمن.

ناظران به این باور اند که ایالات متحده امریکا در زمان اشغال افغانستان بوسیله شوروی ها نیز به دلیل کندی عمل در تصمیم گیری و اعمال تغییر در سیاستی، که بر مبنای آن مجاهدین افغانستان مورد حمایت امریکا بودند و دولت کابل در معرض حمله و تهاجم امریکا، قادر نشدند که اوضاع پس از شکست اتحاد جماهیر شوروی در افغانستان را مدیریت کرده و دولت کارآمد و با ثباتی را جایگزین دولت کمونیستی وقت نمایند. تا امریکایی ها از فرآیند بحث و کنکاش دمکراتیک و بیروکراتیک پیرامون چگونگی تغییر در سیاست های شان در افغانستان بیرون شوند، زمان زیادی گذشت. دولت مورد حمایت شوروی ها در کابل سقوط کرد، مجاهدین مورد حمایت امریکایی ها، که حتا از نظر خود امریکایی ها نیز ظرفیت ایجاد یک دولت مقتدر و کارآمد در کابل را نداشتند، به قدرت رسیدند، جنگ داخلی آغاز شد و گروه طالبان ظهور کردند.

و اکنون نیز، پانزده سال پس از آن که امریکایی ها در افغانستان جنگ و سیاست کردند و در این میان پاکستان را در کنار خود داشتند، تازه وارد این بحث در نهاد های مردمی و دموکراتیک خود شده اند که پاکستان دوست است یا دشمن.

واضحاً پاسخ پرسش بالا این است که پاکستان بیشتر در نقش دشمن امریکا عمل کرده است. در پانزده سال اخیر پاکستانی ها با دولت تحت الحمایه امریکا در کابل همچون دشمن آشتی ناپذیر برخورد کرده اند. از گروه های تروریستی و دهشت افگنی که آرامش مردم افغانستان و دولت کابل را برهم می زنند، و هزاران سرباز امریکایی را کُشتند،‌ با صراحت و قاطعیت حمایت کرده و نیمی از خاک خود را در اخیتار گروه های تروریستی قرار داده اند تا تسلیح و تمویل شوند و آموزش دیده به جنگ با دولت کابل و نیروهای امریکایی مستقر در افغانستان کمر بندند! این چیزی نیست که پنهان باشد. دولت افغانستان بار ها پاکستان را متهم کرده که از هراس افگنی به عنوان اهرم فشار برکابل استفاده می کند.

 در نشست ویژه اخیر کمیته روابط خارجی کانگرس امریکا، که در اواسط هفته گذشته به منظور بحث پیرامون روابط اسلام آباد-واشنگتن برگزار شده بود و محور آن را این پرسش تشکیل می داد که پاکستان دوست یا دشمن امریکا است،  برجسته ترین اعضای این کمیته گفته اند که پاکستان دشمن امریکا است.

در کابل، به ویژه حکومت وحدت ملی، اکنون فخر می فروشد که نتیجه گیری اخیر کانگرس امریکا در خصوص پاکستان، نتیجه اصرار و تاکید دولت افغانستان در متهم سازی پاکستان به عنوان حامی تروریزم بوده است. حکومت افغانستان می گوید که حقانیت ادعایش بالای اسلام آباد به ثبوت رسیده و اکنون در موقف برتری قرار دارد که یکجا با امریکا برنامه منزوی سازی پاکستان و وادار سازی این کشور به تمکین در برابر خواست های کابل را طرح و اجرا کند!

محمد اشرف غنی رییس حکومت وحدت ملی، در نشست اخیر سران ناتو در وارسا ضمن شکوه از همکاری نکردن پاکستان در روند صلح دولت افغانستان، گفت که پاکستان در آوردن صلح و ثبات در افغانستان همکاری نکرده و اگر همکاری نکند به انزوا بین المللی می رود.

به احتمال زیاد، اشاره آقای غنی به بحث هایی بوده که پیرامون تجدید نظر در سیاست های امریکا در قبال پاکستان در کاخ سفید در جریان بوده است.

این که امریکایی‌ها چگونه وارد مرحله تجدید نظر در سیاست های خود در قبال پاکستان شده اند، سوال جداست، اما حکومت وحدت ملی افغاستان آن را نتیجه دیپلماسی فعال و قوی خود می‌داند و قویاً باور دارد که امریکایی ها را بیدار ساخته که در زیر آستین شان یک مار خطرناک(پاکستان) قرار دارد!!

از سوی دیگر، جدا از عوامل و انگیزه‌های روی آوردن امریکایی ها به بازنگری سیاست‌های شان در قبال پاکستان؛ و نیز جدا از این که در این میان نقش دیپلماسی حکومت افغانستان چقدر دخیل و موثر بوده، اگر بحث‌های انجام شده در نهادهای تصمیم گیرنده در امریکا به این تصمیم عملی منجر شود که امریکا با پاکستان همچون یک دشمن رفتار کند، پیامد این تصمیم و رویکرد برای افغانستان سودمند است و می‌تواند در جهت تضعیف گروه‌های تروریستی و کاهش جنگ و خشونت در افغانستان نتیجه مثبت در پی داشته باشد.

هرچند امریکایی ها اخیراً همزمان با آغاز بحث‌ها در مورد چگونگی روابط کشورشان با پاکستان، برخی از محدودیت‌ها و تحریم‌های اقتصادی را بر پاکستان وضع کرده اند، اما این هم روشن است که تغییر اساسی در سیاست های امریکا در قبال پاکستان زمان بیشتری نیاز دارد و این احتمال قویا وجود دارد که پاکستانی‌ها در لابلای بحث‌هایی که در کاخ سفید پیرامون روابط اسلام آباد-واشنگتن صورت می‌گیرد، در سیاست‌های خود تغییراتی را وارد کنند که نتیجه آن دوست نمایی پاکستان با امریکا باشد.

اما با فرض این که امریکایی‌ها شدیداً در موضع ضد پاکستانی قرار بگیرند و حتا به فرض این که تصمیم بگیرند که با جدیت تمام در جهت منزوی سازی پاکستان و وارد کردن فشار بر این کشور به خاطر قطع حمایت اش از گروه‌های تروریستی عمل کنند، نباید فراموش کرد که حمایت پاکستان از گروه‌های تروریستی و مداخله مخرب این کشور در اوضاع داخلی افغانستان، یکی(و نه همه) از علت های جنگ و نا‌امنی و بی ثباتی سیاسی در افغانستان است.

زخم‌های ناسور درونی افغانستان هنوز دهن باز و متعفن اند. چهاردهه جنگ و نا‌امنی و بی ثباتی منجر به ایجاد فقر سیستماتیک، جو بی اعتمادی، بی ظرفیتی سیاسی-اداری، معضلات بزرگ و پیچیده اجتماعی-فرهنگی، ساختارمند شدن خشونت ورزی و بی مدارایی و ده‌ها معضل کلان و کوچک دیگر در ساختار های اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و اعتقادی جامعه مشمول فهرست دراز عوامل و انگیزه‌های جنگ و بی ثباتی در افغانستان هستند که در مقایسه با این‌ها، مداخله خارجی شبیه قُله قابل دید از کوه بزرگ یخِ زیر آب است!

هرچند سخن گفتن از توفیق حکومت وحدت ملی  در مدیریت بهتر سیاست خارجی به معنای نادیده گرفتن سوء مدیریت های حکومت در سیاست خارجی نیست و مثلاً نمی تواند به معنای توجیه به کارگماری کاکای مسن رییس حکومت در سفارت افغانستان در روسیه و یا به کار گماری نورستانی در سفارت افغانستان در هسپانیا، که گفته می شود در فقدان مشورت با وزارت امور خارجه و دستگاه دیپلماسی کشور صورت گرفته، باشد اما به هرحال بیشتر ناظران به این باور اند که حکومت وحدت ملی روی همرفته در سیاست خارجی دست آورد هایی داشته که قابل اغماض نیست اما در عرصه سیاست داخلی و حل معضلات پیچیده داخلی نه تنها توفیقی نداشته که با رویکرد های ناجور و ناصواب به تشدید عوامل داخلی بحران و بی ثباتی نیز کمک کرده است.

پردازش قومی به سیاست با رویکرد های پیشامدرن و قبیله یی که نشانه های آشکار آن در تعطیل و تعلل ورزی در روند ها و فرآیند های دموکراتیک قابل شهود است، یکی از عمده ترین چالش های حکومت داری دموکراتیک در افغانستان به شمار می رود که در دو سال عمر حکومت وحدت ملی این چالش بزرگ و برجسته شده است. این چالش از نظر بسیاری از آگاهان چنان بزرگ و هولناک شده که امکان بالقوه بعلیدن دست آورد های دیگر را همچون سیاه چال بزرگ در خود پرورش داده است.

به عبارت دیگر، حکومت وحدت ملی، به ویژه جناح سیاسی ای که در رأس حکومت قرار دارد، بیرون را دیده و از دید درون عاجز مانده است. و این در حالی است که پیشبرد متوازن سیاست داخلی و خارجی بر پایه اصول و معیار های پذیرفته شده و مدرن، یکی از شرایط اساسی توفیق حکومت های کارآمد به شمار می رود.

تجارب چهار دهه اخیر نشان می دهد که حکومت های افغانستان در اثر عدم توفیق شان در رعایت توازن در سیاست داخلی و خارجی ساقط و سرنگون شده اند. حکومت داوودخان و طالبان دراثر عدم توفیق شان در مدیریت سیاست خارجی سرنگون شدند و حکومت های کمونیستی و مجاهدین در اثر عدم توفیق شان در مدیریت سیاست داخلی از هم پاشیدند!

موقعیت جغرافیایی چهارراه گونه افغانستان، نقش بازی گران خارجی در ایجاد ثبات و امنیت در این جغرافیا را برجسته ساخته اما این به معنای آن نیست که حکومت های افغانستان تمام انرژی و تلاش خود را صرف مدیریت بازی گران خارجی نموده و از سیاست داخلی غافل بمانند و یا آن را غیر معیاری مدیریت کنند!

نشانه های واضح زیادی وجود دارد که رأس رهبری حکومت وحدت ملی با دید و نگاه قومی به مسایل و با مشوره گیری از حلقه قوم گرای خاصی که گرد رییس حکومت جمع شده اند، در سیاست داخلی دچار اشتباهات و لغزش های جبران ناپذیر شده که این لغزش ها می تواند افغانستان را یک بار دیگر در معرض بی ثباتی شدید سیاسی قرار داده و دست آورد های پانزده سال اخیر را به هدر دهد.

انتقاد های اپوزیسیون گونه یی که از جناح سیاسی اصلاحات و همگرایی به عنوان شریک پنجاه درصدی حکومت بروز می کند تنها دلیلی بر نادرستی سیاست داخلی کشور نیست بلکه از درون جناح تحول و تداوم، که براساس توافق نامه سیاسی در رأس حکومت قرار گرفته، نیز صدا های انتقادی و اعتراضی شدیدی شنیده می شود که دست کم گرفتن آن دقیقا به معنای دستکم گرفتن عمدی بحران خزنده داخلی در نتیجه سیاست های غلط و تک روانه است.

جنرال دوستم معاون اول رییس حکومت وحدت ملی که نقش برازنده یی در به قدرت رسیدن تیم تحول و تداوم داشت، اخیراً با صراحت از رهبری این تیم و به ویژه حلقه خاصی انتقاد کرد که او و سازمان سیاسی-اجتماعی اش را در تصمیم گیری های کلان کشور نادیده می گیرند و سهمی از قدرت به آنان نمی دهند.

حتا برخی از منابع معتبر در درون حکومت وحدت ملی، از شگاف های عمیق و بی اعتمادی های فزاینده میان اعضای کلیدی تیم تحول و تداوم و اطرافیان نزدیک رییس حکومت سخن می گویند که همه این ها نشان دهنده ی نادرستی مسیر سیاست داخلی افغانستان را باز گو می کند و می تواند پیامد های بس ناگوار بر ثبات دوامدار سیاسی در کشور داشته باشد.

کشور هایی که نظام سیاسی دموکراتیک در افغانستان را حمایت می کنند، کنش های رهبران سیاسی در داخل کشور را نیز با دقت زیر نظر دارند. رهبری حکومت وحدت ملی نسبت به این نظارت دقیق آگاه است.

پیش از نشست وارسا حکومت اعلام کرد که مرکز عدلی قضایی با صلاحیتی ایجاد کرده که قادر به پیگیری پروند های بزرگ فساد با عاملیت اراکین بلند پایه حکومت است. واضحا قابل درک بود که این اقدام حکومت برای مصرف خارجی بوده و رضایت خاطر کمک کننده های خارجی را مطمح نظر داشت.

بلافاصله پس از نشست وارسا که سران ناتو با قاطعیت حمایت خود را برای چند سال دیگر از افغانستان اعلام کردند، ریاست حکومت وحدت ملی اعلام کرد که محمد یوسف نورستانی را به سفارت افغانستان در هسپانیا منصوب کرده است. این اقدام حکومت با واکنش های منفی شدیدی در داخل کشور روبرو شد و بسیاری از آگاهان و جریان های سیاسی-مدنی آن را در مغایرت با اصول و معیار های حکومت داری مدرن و مردمی عنوان کردند.‌

آقای نورستانی که ریاست کمسیون انتخابات را به عهده داشت به دست برد گسترده در آرا و نتایج‌ آرای انتخابات متهم است که نتیجه عملکردش افغانستان را در کام بی ثباتی شدید فروبرد. بسیاری ها از آقای نورستانی به عنوان خاین ملی یاد می کنند و می گویند که حکومت باید او را محاکمه کند نه این که وی را سفیر بسازد.

تقرر نورستانی به حیث سفیر، هرچند خبر های تایید ناشده یی از لغو تقرری او در نتیجه مخالفت ریاست اجراییه حکایت می کنند، در نفس خود، با وجودی که ریاست حکومت نسبت به واکنش های منفی در برابر تقرری او آگاه بوده، می تواند اقدامی عمدی در جهت تنش زایی و نادیده گرفتن بسیاری از حساسیت ها و پیچیده گی های روند جاری سیاسی در کشور باشد. شاید این گونه تصمیم ها به هدف باج گیری از جناح سیاسی رقیب روی دست گرفته شود اما به هر دلیلی که باشد، ابعاد منفی آن بسا فراتر از آنچیزی است که بتوان آن را بازی بده بستان سیاسی عادی میان کنش گران سیاسی حکومت عنوان کرد.

پرویز مشرف رییس جمهوری پیشین پاکستان، در سال ۲۰۰۶ در نشستی ویژه یی در حضور رییس جمهوری امریکا، حامد کرزی را، که گناه همه نابسامانی های افغانستان را به گردن پاکستان انداخته بود، به شتر مرغ تشبیه کرده بود که قادر به دیدن واقعیت های نزدیک نیست و مشکلات را در بیرون از افغانستان جستجو می کند. این تشبیه مشرف نادقیق نبود. کرزی عادت داشت که ریشه همه مشکلات را به بیرون ارجاع دهد. حالا رهبران حکومت وحدت ملی نیز نباید به اشتباه کرزی دچار شوند. نباید از دیدن واقعیت های دم دستی عاجز شوند که این مشکلات انبار شده و از درون همه چیز را به فنا سوق دهند!!

Please rate this

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

  • Si cuando piensas en adquirir flores, lo primero que te viene a la cabeza son las rosas, acá tienes un centro con rosas rosas idóneo para obsequiar en cualquier ocasión: cumpleaños, aniversarios... sencillamente, pues te apetece.
  • RELOJ ELECTROMECANICO PARA ASISTENCIA DOCUMENTOS, IDEAL PARA TRATO RUDO ESTACIONAMIENTOS, MANUAL, ELECTRICO.
  • MI
  • Estas imágenes graciosas de amor bonitas están muy graciosas, aquí vemos que dice ¨El día que el amor se convierta en alcohol me lo tomo enserio¨, para lo que les agrada beber, cuando el amor se transforme en cerveza, se amanecerán amando.
  • El lector de huellas digitales del ZTE Axon 7 es algo más que una herramienta extra para proteger los archivos y datos personales: deslizando el dedo por encima (de arriba a abajo) se puede acceder a la barra de notificaciones como cuando se desliza el dedo por la pantalla., Ahorra en trámites innecesarios que quitan tiempo productivo a los empleados y motiva a los miembros de tu equipo ayudándoles con la administración de horarios.
  • Para evitar que el registro se cree posteriormente se manipule el registro de jornada, será el propio Inspector de Trabajo quien verifique la existencia del registro en el propio centro de trabajo.,
  • ZS
  • Con un diseño completamente nuevo, la funda con teclado para Surface Pro cuatro es más delgada y ligera que ya antes y dispone de estabilidad imantada mejorada para su uso sobre las piernas. ,
  • Podemos combinar flores de uno dos colores con ramas verdes y plantas sin flor, poner plantas camperas como la lavanda el romero.