جدی ۲۲, ۱۳۹۶

داعش در افغانستان، توهم یا واقعیت؟ نهادهای استخباراتی باید دقیق و به موقع پاسخ بدهند!

نورالله ولی‌زاده
حضور و عدم حضور داعش در افغانستان و ارایه پاسخ به سوال‌های عمده دیگر در پیوند به موجودیت ده‌ها گروه تروریستی در کشور وظیفه نهادهای امنیتی-استخباراتی افغانستان است و تناقض‌گویی‌هایی که این نهادها در خصوص گروه‌های تروریستی دارند، در ایجاد سردرگمی و افزایش تشویش و نگرانی مردم تاثیر منفی زیاد دارد. در واقع این نهادهای امنیتی افغانستان اند که با هوشیاری تمام در مورد عوامل پشت پرده حمله های تروریستی رفتار کنند و با صداقت تمام به زودی به مردم بگویند که فلان حمله را کدام گروه مرتکب شده‌ است.
*****************
وزارت دفاع روز سه‌شنبه هفته گذشته مدعی شد که حملات انتحاری ماه‌ها و هفته‌های اخیر کابل که گروه داعش مسئولیت آنها را برعهده گرفته، در واقع کار شبکه حقانی بوده است. دولت وزیری، سخنگوی این وزارت گفته که گروه‌هایی مانند شبکه حقانی با اجرای چنین حملاتی زیر عنوان داعش، می‌کوشند کشورهای ایران و روسیه را تحریک کنند تا کمک‌هایی در اختیار این گروه‌ها قرار دهند.
سخنگوی وزارت دفاع، با بیان این‌که داعش در افغانستان درهم کوبیده شده و توانایی اجرای عملیات‌ها در مقیاس وسیع را ندارد گفته که حملات پرتلفات اخیر به کارهای شبکه حقانی شباهت دارد. آقای وزیری افزوده که به دنبال این حملات تنها مسئولیت آنها به گروه داعش “حواله” می‌شود و “یک کسی اعلان می‌کند که داعش این حملات را اجرا کرده است”..به گفته آقای وزیری، داعش افغانستان در واقع، همان افراد وابسته به گروه طالبان و شبکه حقانی هستند که گاهی به نام طالبان، گاهی به نام شبکه حقانی و زمانی به عنوان داعش فعالیت می‌کنند. سخنگوی وزارت دفاع افزوده که اطلاعات دقیقی وجود دارد که حملات عمده‌ اخیر، کار شبکه حقانی بوده است که به گفته او در عقب آن سازمان‌های اطلاعاتی “پاکستانی” قرار دارند.
سخنگوی وزرات دفاع در حالی این اظهارات را بیان داشته که رحمت‌الله نبیل رییس پیشین اداره امنیت ملی، در واکنش به اظهارات سیدحامدگیلانی از اعضای برجسته شورای عالی صلح که گفته بود رهبری طالبان در افغانستان حضور دارد، در صفحه فیسبوکش نوشت که«داعش در افغانستان وجود ندارد» وی حکومت را متهم به سرپوش گذاشتن بر سر کارهای شبکه‌ح حقانی کرده و نوشته است که « حكومت دقيق ميداند حملات انتحارى در كابل اکثرا از جانب شبكه حقانى صورت گرفته است، ولی مسئوليت آنها را به اصطلاح “داعش” بر دوش دارد!»
سید حامد گیلانی، رهبر حزب محاذ ملی افغانستان و یکی از اعضای بلندپایه شورای عالی صلح، چند روز پیش در یک سخنرانی علنی ادعا کرد که رهبری طالبان در پاکستان نه بلکه در داخل خاک افغانستان وجود دارد. این اظهارات آقای گیلانی، با واکنش‌های تندی همراه شد و بسیاری‌ها آن را در مغایرت با مواضع قبلی دولت و نهادهای امنیتی افغانستان عنوان کردند که همواره گفته اند که رهبران طالبان در پاکستان اقامت دارند. امنیت ملی در واکنش به گفته‌های آقای گیلانی، اظهارات او را خلاف منافع ملی و غیرمسوولانه عنوان کرده است. در اعلامیه امنیت ملی آمده که ادعای حضور رهبری طالبان در داخل خاک افغانستان بر عکس واقعیت‌های ثابت شده به تمام جهانیان و مردم افغانستان می‌باشد.
رییس پیشین اداره امنیت ملی در صفحه فیسبوکش همچنان نوشته که« سید حامد “گیلانی” چندمين بار است كه يكى از مسؤولان خطرناك شبكه حقانى را به اسم “شيرخان” از اسلام آباد پاكستان به كابل توسط وسايط نقليه خود انتقال داده با همكارى و هدايت مستقيم يك تن از افراد كليدى حكومت وحدت ملى زمينه ملاقات هاى شخص مذكور را همرای “أنس حقانى” فراهم، و در تفاهم با يكتعداد از افراد و أشخاص دولتى در صدد رهايى “أنس حقانى” هستند.» انس حقانی فرزند جلال‌الدین حقانی و برادر سراج الدین حقانی رهبر فعلی شبکه حقانی است که سه سال پیش از سوی امنیت ملی افغانستان بازداشت شد.
نبیل ضمن انتقاد از سیاست حکومت نوشته است« اينكه همین بزرگواران، در مقابل چنین خوش خدمتى ها از پاكستان و شبكه حقانى چی توقع دارند؟ نميدانم! اما اینقدر ميتوانم بگويم كه از شبكه حقانى و پاكستان جز ترور، انتحار و كشتار مردم بيگناه چيزى دیگر بدست نخواهد آمد و داشتن توقعی غیر از اينها نه تنها حماقت، بلكه خيانت بزرگی در حق شهداى كشور عزيز ما نیز خواهد بود.»
در واقع رحمت‌الله نبیل که از چهره‌های منتقد حکومت به‌شمار می‌رود، یک حلقه خاص در درون حکومت را، که سیدحامدگیلانی عضو شورای عالی صلح نیز بخشی از آن باشد، متهم می‌کند که به نحوی به نفع پاکستان و سازمان استخبارات نظامی این کشور کار می‌کند. یکی از دلایل برکناری آقای نبیل از ریاست امنیت ملی، مخالفت او با امضای تفاهم‌نامه همکاری بین اداره امنیت ملی افغانستان و سازمان استخبارات نظامی پاکستان-آی اس آی، دانسته می‌شود.
اظهارات رحمت الله نبیل و سخنگوی وزارت دفاع که هر دو منکر وجود داعش در افغانستان‌اند و آن را یک گروه سرکوب شده و منتزع از بدنه اصلی گروه داعش در سوریه و عراق می‌دانند، این سوال را به میان می‌آورد که آیا واقعن داعش در افغانستان حضور فزیکی دارد یا خیر؟ سوال دیگر این است که چرا نهادهای امنیتی افغانستان، در مواقعی که یک حمله تروریستی به داعش نسبت داده می‌شود، سکوت می‌کنند و به مردم توضیح نمی‌دهند که براستی در پشت آن حمله دست کدام گروه تروریستی است؟ چرا وزارت دفاع ملی، بعد از ماه‌ها اعلام می‌کند که حمله‌های اخیر کار داعش نبوده است؟ آیا این تأخیر نشانه ضعف و کندی اداره‌های استخباراتی افغانستان را نشان می‌دهد؟ یا این است که نهادهای امنیتی افغانستان در یک رویکرد غیرمسلکی و بیشترینه سیاسی، در مورد منتسب دانستن مسوولیت حمله های تروریستی به این یا آن گروه تروریستی سخنان غیر مسوولانه و سطحی‌نگرانه می‌زنند؟
در مورد حضور داعش در افغانستان، پرسش‌های زیادی وجود دارد. در گذشته چندین بار برخی از مقام‌های امنیتی افغانستان متهم به حمایت پنهانی از گروه تروریستی داعش شده‌اند. باری روس‌ها رییس شورای امنیت ملی و رییس کنونی امنیت ملی افغانستان را متهم به حمایت از داعش و انتقال نفرات داعش از جنوب به شمال افغانستان کردند. اتهامی که از سوی اشخاص یاد شده رد گردید.
طبق گزارش‌هایی که از رسانه‌ها منتشر می‌شود، گروه تروریستی داعش در ننگرهار و جوزجان مواضع مشخص دارد که زیر فشار شدید نیروهای امنیتی افغانستان و نیروهای خارجی مستقر در افغانستان قراردارند. حمله‌هایی که به داعش نسبت داده می‌شود، ماهیتا با سایر حمله‌های تروریستی متفاوت است. مثلا حمله به اماکن مذهبی شیعیان، حمله‌های پیچیده به مراکز عمده دولتی و سایر حمله‌هایی که بسیار شنیع و وقیح دانسته می‌شود، به داعش نسبت داده می‌شود. داعش اما نشانی مشخص رسانه‌یی مثل طالبان ندارد که به گونه مستقیم مسوولیت حمله‌یی را به دوش گیرد یا آن را رد کند. معمولا اعلامیه‌یی یا ویدیویی از نشانی داعش منتشر می‌شود. این امر زمینه آن را مساعد ساخته است تا هم گروه‌های تروریستی‌ای بسان طالبان و شبکه حقانی مسوولیت برخی از حمله‌ها را به‌دوش داعش بندازند و هم حلقات مشخص دیگر استخباراتی در افغانستان و بیرون از افغانستان، رویکردهای استخباراتی خود را پوشش داعشی بدهند.
در واقع داعش گاهی انکار می‌شود و گاهی بر حضورش اقرار می‌شود و مردم افغانستان دقیقا نمی‌دانند که داعش کیست و در کجاست. داعش در خاستگاه اصلی آن که عراق باشد با شکست کامل روبرو شد و دولت عراق اخیرا اعلام کرد که تمامی مواضع داعش در عراق به تصرف نیروهای دولتی درآمده و جنگ با این گروه خاتمه یافته است. در سوریه نیز، داعش شکست‌های فاحشی را متقبل شده و سخن از شکست نهایی قریب الوقوع این گروه در میان است. بسیاری از تحلیل‌گران با توجه این امر، به این باور اند که داعش در افغانستان نیز زمینه‌یی برای فعالیت ندارد مگر این که بازی‌گران منطقه‌یی و جهانی قدرت از طریق رویکردهای استخباراتی، این گروه‌ را تقویت کنند.
در سطح جهانی، امریکایی‌ها گاهی متهم به حمایت پنهانی از گروه تروریستی داعش شده‌اند. به ویژه روس‌ها بارها امریکایی‌ها را متهم به حمایت پنهانی از داعش و گسیل افراد این گروه به آسیای میانه جهت استفاده از آن منحیث یک اهرم فشار علیه روسیه کرده‌اند.
در سطح منطقه‌یی کشورهایی نظیر عربستان و ترکیه متهم شده‌اند که از داعش منحیث وسیله پیشبرد سیاست‌های منطقه‌یی علیه رقبای خود استفاده می‌کنند. در افغانستان نیز حلقات مشخصی متهم شده‌اند که تحت عنوان داعش، برنامه‌های پنهانی سیاسی-قومی را دنبال می‌کنند. به این ترتیب داعش در افغانستان مرموزتر می‌شود و بیشتر شبیه اشباحی شده که هم هست و هم نیست.
به نظر می‌رسد، تا آنجا که بحث استفاده کشورها و سازمان‌های استخباراتی منطقه و جهان از گروه‌های تروریستی منحیث اهرم فشار در رقابت‌های سیاسی و پیشبرد راهبردها وبرنامه‌های کلان مطمح نظر است، تقویت و تضعیف داعش به ویژه در افغانستان بستگی به سرنوشت طالبان دارد. طالب و داعش در واقع دو روی یک سکه‌اند. اما داعش با رفتارهای خشن و جدید و با توجه به استعدادش در جذب افراد خشونت پسندِ نسل نو، یک نسخه جدید است و می‌تواند جایگزین طالب شود. در واقع «ویرژن» جدید و بروز شده فکر و برنامه طالبانی! طالب و داعش با هم کنارآمده نمی‌توانند. یکی باید از صحنه بیرون شود. درگیری‌هایی میان طالبان و داعش نیز در برخی مناطق افغانستان وجود داشته است. طالبان اجازه نمی‌دهند که یک گروه تروریستی نو ظهور جای آنان را بگیرد.
اما شرایط سیاسی جدید از ورای تغییر رفتارها و رویکردهای قدرت‌های بزرگ ایجابات خاص خود را دارد. مثلا اگر امریکایی‌ها واقعاً برپاکستان فشار بیارند که با طالبان مقاطعه کامل کند، پاکستان در پیشبرد برنامه‌هایی که تا کنون از طریق طالبان عملی میکرد، خلع ابزار می‌شود. پس، ناگذیر باید یک گروه دیگر نقش ابرازی را بازی کند. از سوی دیگر، چون طالبان بیشترینه یک چهره قومی به خود گرفته‌اند قادر نیستند در مناطقی که از نظر اجتماعی و قومی در آنجاها پایگاه وجایگاه دارند، فعالیت خود را گسترش دهند.
اگراین فرضیه درست باشد که امریکایی‌ها، در صدد ایجاد تهدیدهای استراتیژیک برای روسیه و چین از طریق حمایت از گروه‌های تروریستی هستند، در این صورت نیز طالبان کارآیی ندارند و برای نفوذ به آسیای میانه باید یک گروه فراقومی و فراملیتی باشد. داعش چنین است و طالب چنین نیست.
جدا از اتهام‌هایی که بر برخی از مقام‌های امنیتی افغانستان مبنی بر حمایت پنهانی از داعش جهت پیشبرد برنامه‌های سیاسی-قومی وارد شده، به نظر می‌رسد که در ابتدا، نگاه غالب در دستگاه امنیتی افغانستان در مورد داعش این بود که از این گروه در جهت تضعیف و نابودی طالب استفاده شود. البته چنین استفاده‌یی ایجاب آن را می‌کند که رهبری و مدیریت پشت صحنه داعش در افغانستان بدست نهادهای استخباراتی افغانستان باشد. در غیراین صورت، اگر واقعا داعش در افغانستان قوی شود و برابر با طالبان، برای امنیت افغانستان تهدید ایجاد کند، این در واقع معکوس شدن سناریوی از قبل طرح شده است و می‌تواند خطرناک باشد.
به هر روی حضور و عدم حضور داعش در افغانستان و ارایه پاسخ به سوال‌های عمده دیگر در پیوند به موجودیت ده‌ها گروه تروریستی در کشور وظیفه نهادهای امنیتی-استخباراتی افغانستان است و تناقض‌گویی‌هایی که این نهادها در خصوص گروه‌های تروریستی دارند، در ایجاد سردرگمی و افزایش تشویش و نگرانی مردم تاثیر منفی زیاد دارد. در واقع این نهادهای امنیتی افغانستان اند که با هوشیاری تمام در مورد عوامل پشت پرده حمله های تروریستی رفتار کنند و با صداقت تمام به زودی به مردم بگویند که فلان حمله را کدام گروه مرتکب شده‌ است.
افتضاحی بیش نیست که ماه‌ها بعد، نهادهای امنیتی افغانستان مدعی شوند که این همه حمله که مثلا در چند ماه اتفاق افتاده کار داعش نبوده و از شبکه حقانی بوده است. وقتی با این گونه رویکردها اعتماد نهادهای استخباراتی-امنیتی صدمه ببیند، دیگر مردم از کجا باور کنند که براستی مسوول این همه کشت و کشتار در کشور کیست؟ از کجا معلوم که واقعا حمله های چند ماه اخیر کار داعش نه بلکه کار شبکه حقانی بوده است؟ این همه بازی با حیاتی ترین موضوعات کشور و جامعه است.
قبل براین مقام‌های دولت افغانستان، داعش را یک خطر جدی و واقعی نسبت به طالبان عنوان کرده و نگرانی خود را از گسترش فعالیت این گروه عنوان کرده بودند. مقام‌های نظامی امریکا نیز در این زمینه با مقام های امنیتی افغانستان همداستان بودند. حالا چه شده که داعش به یکباره گی انکار می شود و گناهانش به پای شبکه حقانی نوشته می‌شود؟ آیا این نتیجه تغییر رفتار امریکا در قبال پاکستان و منطقه است؟

Please rate this

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *