رئیس اجرایی گیرافتاده درسیاه‌چاله‌یی حکومت!!

مرزبان

در یکی از دروس دوره مکتب «لطیفه»یی خوانده بودیم به این شرح که، یک روز یک کودک به آب افتید و در حال غرق شدن بود که مردی از راه رسید و پیش از آن‌که اقدام به نجات کودک کند، شروع کرد به سرزنش کردن کودک و این‌که چرا بازی‌گوشی کرده و در آب افتیده است. کودک صدا زد که اول مرا نجات بده و بعد سرزنشم کن.
من شاهد بوده‌ام که رفتارنیروهای سیاسی شمال شباهت زیادی به رفتار آن مرد دارد. داکتر عبدالله بعد از تشکیل حکومت وحدت ملی، در سیاه‌چاله‌یی گیرافتاد- من مایلم که حکومت وحدت ملی را سیاه‌چالهبدانم- متحدین سیاسی داکترعبدالله می‌بایست در نجات او از این سیاه‌چاله اهتمام ورزند. اما آنان به جای نجات عبدالله، شروع کردن به سرزنش کردن او. جنرال دوستم و احمدضیا مسعود با عین سرنوشت دچار شدند اما متحدینی که توقع می‌رفت از آنان حمایت کنند، عین برخورد را با آنان کردند. آنان رافقط سرزنش کردند. تا آن‌جا که این سرزنش دسته‌یی شد به تبر تیم سیاسی رقیب. حالا مثلا نوبت استاد عطا است. او اکنون در سیاه‌چاله‌یی گیر داده است. اما بسیاری‌ها در چنین شرایطی او را بیرحمانه نقد می‌کنند و یک‌سره می‌گویند که مقصر خودتی! بله مقصر است اما راه و روش درست در سیاست این نیست که شما متحد شکست خورده و فریب خورده خود را سرزنش کنید و خود را دانای کل بدانید. این کار، به تفرقه بیشتر منتهی می‌شود و شکست نهایی همه را حتمی می‌سازد.
شاید شکست‌های عبدالله، عطا، ضیا، دوستم و…همه معلول ضعف‌های فردی این‌ها نباشد یا در واقع صددرصد آنان عامل شکست خود نباشند. شاید نقص اصلی در جای دیگری باشد. دوستم در تضعیف عبدالله و عطا مقصر شناخته می‌شود. در تضعیف عبدالله عطا مقصر دانسته می‌شود. در شکست عطا، عبدالله مقصر دانسته می‌شود و… بلی این‌ها بخواهند نخواهند سرنوشت و دشمن مشترکی دارند و شکست و پیروزی هر یک بر دیگری مرتبط است.
حالا می‌توان نزدیک به یقین گفت که نقص کار در کجاست، اما چه سود که بگویم و کارساز نباشد؟ کم هم نگفته‌ایم! فکر می‌کنم که بهتر است، میکانیزمی برای جستجوی عیوب و نواقص کار ایجاد شود. یک کمیته، یک شورا و یا یک کمسیون و….بررسی کند که عیب کار در کجاست؟ پیشنهاد بدهد، همه نیروهایی سیاسی-نظامی، منزوی، دورانداخته شده و معروض به زوال و انزوا و حذف، دست به دست هم داده، هم خود را از تحقیر و ترس دایمی، نجات دهند و هم این مملکت را صاحب یک سامان سیاسی کارآمد بسازند که ملت دیگر از این بازی‌های خسته کننده، تکراری و نفس گیر که تمام انرژی ملت-دولت صرف آن شده برای همیش خلاص شود.

 شهروندان افغانستان از آغاز حکومت وحدت ملی پیش بین بدتر شدن اوضاع از هر جهت بودند، اما آنچه امروز در درون حکومت وحدت ملی جریان دارد، بدتر از چیزی است که تصورش می‌رفت. زد و بندهای درون حکومتی نه تنها کارها در حکومت را به بن بست روبرو کرده است، بلکه بالای همه بخش‌ها در کشور تاثیرات منفی خود را گذاشته و شهروندان کشور را با دشواری‌های بی‌سابقه و جدی روبرو کرده است.

با وجودی که بسیاری‌ها از سیاست‌ها نرم داکتر عبدالله شریک رئیس جمهور در حکومت وحدت ملی، تمجید می‌کنند، اما نزدیک به اکثریت شهروندان کشور از وضع جاری در حکومت ناراض هستند و آقای عبدالله را که از طیف کلان مردم در حکومت نماینده‌گی می‌کند را به ناتوانی و حتا معامله گری متهم می‌کنند، اما حالا مساله به جای رسیده که هم‌پیمانان دیروز چه در ارگ و چه در ریاست اجرایی رقیبان سرسخت مبدل شده و در حضور رسانه‌ها از ادبیات تند به علیه یکد‌یگر استفاده می‌کنند، اما در این میان قربانی اصلی شهروندان کشور هستند که باید با تمام نارسایی‌ها دست و پنجه نرم کرده و مرگ تدریجی را تمتحمل شوند.

Please rate this

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *