جدی ۳۰, ۱۳۹۶

عقلانیت سیاسی امریکایی‌ها در معرض یک آزمون دیگر؛ امریکایی‌ها با چالش تازه سیاسی در افغانستان چه خواهند کرد؟!

نورالله ولی‌زاده

پشت صحنه سیاست هرچه باشد، در ظاهر امر، امریکایی‌ها، پس از سال ۲۰۰۱، نظام سیاسی‌ای را در افغانستان ایجاد و مورد حمایت قرار دادند که در آن بر اصل مشارکت تمامی اقوام و جریان های سیاسی در قدرت سیاسی تاکید شده است. اصلی که حکومت وحدت ملی به رهبری اشرف غنی بیشتر از حامد کرزی در نقض آشکار و بی‌رویه آن اهتمام می‌ورزد. امری که از پیامدهای منفی آن امریکایی‌ها نیز مصوون نخواهند ماند! به نظرنمی‌رسد که امریکایی‌ها در محاسبات خود در مورد افغانستان این نکات مهم را نادیده بگیرند.

******************  

تنش سیاسی میان ارگ و عطامحمدنور با گذشت هر روز ابعاد بیشتری پیدا می‌کند. گفت‌وگوهای حزب جمعیت اسلامی افغانستان با ارگ در مورد تنش یاد شده بی‌نتیجه به‌پایان رسیده و حالا نوبت به مداخله خارجی‌ها در این زمینه رسیده است. بیشتر از یک ماه می‌شود که ارگ ریاست جمهوری، خبر منظور شدن استعفای عطا محمدنور والی بلخ را نشر کرد اما از آن زمان تا کنون آقای نور همه روزه به وظیفه‌اش حاضر شده و از عملکرد حکومت انتقاد کرده است.

به نظر می‌رسد که کم کم پای خارجی‌ها در این قضیه دخیل شده است. برخی از منابع در حزب جمعیت اسلامی گفته‌اند که وزیر امور خارجه آلمان، در دیدار با اشرف غنی رییس حکومت وحدت ملی، نسبت به خروج نیروهای نظامی کشورش از افغانستان، در صورت ادامه تنش میان ارگ و ولایت بلخ، هشدار داده است.

رسانه‌ها به نقل از خبرنامه‌ کاخ سفید نوشته‌اند که مایک پنس، معاون رییس جمهوی ایالات متحده امریکا، در تماس تلفنی، با اشرف غنی رییس حکومت وحدت ملی، به حل مسالمت آمیز انتقال رهبری در بلخ تأکید کرده و حکومت افغانستان را به تعامل از راه گفت‌وگو با عطا محمد نور ترغیب کرده است.

همچنان گزارش‌هایی از دیدار فرمانده عمومی نیروهای ناتو و امریکایی در افغانستان با عطامحمدنور نشر شده است. از فرمانده نیروهای امریکایی و ناتو قبلا رسانه‌ها نقل قول کرده اند که در پیوند به تنش میان آقای نور و ارگ، گفته که آنان در این زمینه هر دو طرف را تشویق به همکاری و حل مسالمت آمیز تنش پیش آمده می‌کنند.

روزنامه امریکایی نیویورک تایمز در تحلیلی تحت عنوان« تنش میان ارگ و نور؛ دردسرهای تازه امریکا در افغانستان» به تنش میان ارگ و عطامحمد نور پرداخته که تا حدودی می‌توان آن را دیدگاه امریکایی‌ها در مورد این تنش عنوان کرد. در این تحلیل، تلاش شده تا در انداختن تقصیر به گردن طرفین تنش، توازن در نظر گرفته شود که در واقع موضع رسمی مقام‌هایی امریکایی نیز چنین چیزی بوده است. یعنی حفظ بی طرفی در یک منازعه‌یی که موضوع داخلی افغانستان دانسته می‌شود. در این تحلیل، از یک طرف عطامحمدنور شخص قدرتمند، مردم‌دار و با نفوذی معرفی شده که تا رسیدن به موقف کنونی، زحمات زیادی کشیده است؛ با قشون سرخ شوروی جنگیده؛ سپس با طالبان و تروریزم بین المللی به مبارزه برخاسته؛ و در هفده سال پسین نیز نقش مهمی در سیاست‌ورزی در افغانستان داشته است. از طرف دیگر مستقیم و غیر مستقیم بر اواتهام‌های فسادمالی و زراندوزی وارد شده است.

در سوی دیگر، تحلیل نیویارک تایمز، آقای غنی را متهم به تلاش برای کنار زدن رقبای سیاسی‌اش از مراکز و منابع ثروت کشور وتلاش برای متمرکزسازی قدرت می‌کند. تلاشی که به باور تحلیل‌گر نیویورک تایمز«یک وضعیت شکننده را پس از سال ۲۰۰۱» به‌وجود آورده است.

همچنان تیم ارگ در این تحلیل، متهم شده که از قدرت و نفوذ امریکایی‌ها در افغانستان، در جهت حذف و تضعیف رقبای سیاسی‌اش استفاده می‌کند. آنجاکه می‌خوانیم«:‌مشاوران غنی در لابی‌گری خود برای امریکا علیه آقای نور گفته بودند که این جنگ‌سالار سابق، نه تنها علیه رئیس‌جمهور افغانستان است، بلکه علیه متحدان امریکایی‌‌اش نیز می‌باشد.» اشاره تحلیل‌گر نیویارک تایمز به ماجرای متوقف شدن تانکرهای تیل قراردادی ناتو در بندر حیرتان است که سه ماه قبل اتفاق افتاده است. فرمانده کل نیروهای ناتو به دلیل متوقف شدن تانکرهای تیل از سوی عطامحمد نور خشم‌گین می‌شود و از این خشم، مشاوران اشرف غنی علیه عطامحمد نور استفاده می‌کنند و فرمانده نیروهای امریکایی را علیه آقای نور تحریک می‌کنند.

تحلیل نیویارک تایمز،  توصیه خاصی به مقام‌های امریکایی در این خصوص نمی‌کند. این تحلیل، نقاط ضعف و قدرت در طرف تنش را بر می‌شمارد و می‌پرسد«:حالا معلوم نیست که امریکا چگونه از رئیس‌جمهور غنی در برابر اپوزیسیون حمایت خواهد کرد.‌»

دیدار فرمانده کل ناتو با آقای نور و تماس تلفنی معاون رییس جمهوری امریکا با آقای غنی به این معناست که امریکایی‌ها تلاش‌های خود را برای رفع تنش میان ارگ و نور آغاز کرده‌اند. تا کنون دقیقا روشن نیست که امریکایی‌ها در نهایت به نفع کدام طرف تصمیم‌ خواهند گرفت. تا کنون، هر دو طرف تلاش کرده‌اند که نشان دهند که امریکا با آنان است. برای امریکایی‌ها دشواری امر در همین نکته نهفته است. هر دو طرف مدعی‌اند که امریکا با آنان است.

اگر تحلیل نیویارک‌تایمز ملاک داوری در مورد رفتار احتمالی امریکایی‌ها در خصوص تنش میان ارگ و نور دانسته شود، می‌‎توان گفت که امریکایی‌ها این موضوع را به اندازه کافی جدی گرفته‌اند. یعنی از این مرحله گذشته‌اند که آن را موضوع داخلی افغانستان عنوان کرده و از کنارش با بی‌تفاوتی بگذرند.

اگر تجارب برگرفته شده از رویکرد امریکایی‌ها در مواجهه با جنجال‌های انتخاباتی میان عبدالله و غنی، مد نظر گرفته شود، می توان گفت که امریکایی‌ها در نهایت به نفع ارگ تصمیم خواهند گرفت. مگر این که رهبری جمعیت اسلامی و عطامحمدنور بتوانند امریکایی‌ها را مجاب بسازند که با درک اوضاع و شرایط کنونی، طور دیگری تصمیم بگیرند.

در نزاع میان عبدالله و غنی، امریکایی‌ها با آن‌که تا دقیقه نود سخن از رعایت بی‌طرفی می‌زدند اما سرانجام به نفع اشرف غنی تصمیم گرفتند. برخی‌ها به این باوراند که ضعف‌هایی که عبدالله عبدالله از خود نشان داد موجب شد که امریکایی‌ها او را جدی نگیرند و از رقیب سیاسی‌اش حمایت کنند. با این حساب، اکنون پای مقایسه نور و عطا در بین می‌آید. عطامحمدنور، همواره عبدالله عبدالله را متهم به ضعف و ناتوانی در برآوردسازی خواست‌های جریان سیاسی منتسب به او کرده است. این، به این معنا است که آقای نور معتقد است که اگر جای عبدالله می‌بود می‌توانست با قوت بیشتری برخورد کرده و در رویارویی با رقبای سیاسی از حق و حقوق جناح سیاسی منتسب به خود بهتر دفاع کند. این چیزی است که اکنون آقای نور باید آن را به اثبات برساند. باید در مذاکره با امریکایی‌ها خود را قوی و ثابت قدم نشان دهد تا امریکایی‌ها براساس آن به نفع وی تصمیم بگیرند. طبیعتا نقش جمعیت و اتحاد رهبری این حزب در مواجهه با این معضل حایز اهمیت است و امریکایی‌ها  آن را در مد نظر خواهند گرفت.

تفاوت دیگر میان معضل کنونی میان ارگ و نور با جنجال های انتخاباتی عبدالله و غنی این است که عطامحمد نور از نظر موقف سیاسی-اجتماعی و نفوذ و تسلط‌اش بر یک منطقه استراتیژیک و مهم، به مراتب در یک موقف قوی قرار دارد.

روسیه منحیث یکی از رقبای عمده منطقه‌یی امریکا که نگران امنیت شمال افغانستان است، می‌تواند در صورت ایستاده‌گی عطامحمدنور در موقف‌اش، از وی حمایت کند تا برای امریکایی‌ها یک چالش ایجاد کند. امریکایی‌ها نسبت به این موضوع حساس‌اند و می‌دانند که چاق شدن جنجال میان ارگ و نور منجر به یک قطب بندی تازه قدرت در سطح افغانستان و حتا منطقه می‌گردد. این قطب بندی به نفع امریکایی‌ها نیست. به ویژه که احتمال مداخله روسیه بعید نیست.

این در حالی است که جنرال عبدالرشید دوستم، معاون اول ریاست جمهوری که او نیز از رفتارهای ارگ در قبال شخص خودش خشمگین است، با آقای نور نیز ایتلافی تشکیل داده است. این امر، می‌تواند بالقوه پیامدهای احتمالی تصامیم عجولانه و البته قهرآمیز ارگ علیه آقای نور را افزایش دهد و عملا زمینه تجزیه افغانستان به شمال و جنوب را فراهم سازد.

در تحلیل روزنامه نیویارک‌تایمز نیز به گونه‌یی با اشاره به دید ودیدهای عطامحمدنور با برخی از مقام های استخباراتی امریکا نسبت به پیامدهای منفی و ابعاد گسترده تبعات تنش میان ارگ و نور هشدار داده شده است.

گزارش‌های تایید نشده حاکی از آن است که امریکایی‌ها نیز به گونه‌یی نسبت به رفتار تیم ارگ در قبال مسایل کلان سیاسی مشکوک شده و به این ترتیب به نظر نمی‌رسد که در شرایط کنونی امریکایی‌ها سرمایه‌گذاری های هفده ساله خود در افغانستان را برسر حمایت از تیم غنی قمار بزنند. امریکایی‌ها متوجه این نکته شده اند که تیم ارگ در تلاش آن است تا از حضور آنان در افغانستان، علیه رقبای سیاسی-قومی خود استفاده کند. در واقع نام این استفاده را می‌توان «سوء استفاده»گذاشت. چون حضور امریکایی‌ها در افغانستان بیشتر مدیون همکاری اقوام و گروه‌های سیاسی‌ای است که امروزه تیم ارگ علیه آنان برنامه‌ریزی معطوف به حذف و توطیه می‌کند.

امریکایی‌ها در سال ۲۰۰۱ به کمک نظامی اتحاد شمال وارد کابل شدند و با هزینه‌های بسیار کم و زمان اندک، رژیم طالبان را درهم کوبیدند. این‌که امروزه رهبران سیاسی-نظامی اتحاد شمال با ضعف و ندانم کاری در عرصه سیاسی در رقابت با رقبای غرب آمده خود کم آورده اند دلیلی برآن شده نمی‌تواند که حوزه نظامی-سیاسی شمال از نظر امریکایی بیافتد و آنان هیچ گونه محاسبه‌یی روی آن نداشته باشند.

امریکایی‌ها، حتما این نکته را نیز در نظر دارند که حامدکرزی را هرچه حمایت کردند، سرانجام در اواخر دوره حکومتش علیه آنان ایستاد. رفتار زورگویانه تیم غنی با رقبای سیاسی‌اش، به ویژه سیاسیون متنسب به اتحاد شمال، نیز می‌تواند نشانه‌یی از عدول این تیم از توافق هرچند نامدون میان دولت جدید افغانستان و امریکایی‌ها باشد.

پشت صحنه سیاست هرچه باشد، در ظاهر امر، امریکایی‌ها، پس از سال ۲۰۰۱، نظام سیاسی‌ای را در افغانستان ایجاد و مورد حمایت قرار دادند که در آن بر اصل مشارکت تمامی اقوام و جریان های سیاسی در قدرت سیاسی تاکید شده است. اصلی که حکومت وحدت ملی به رهبری اشرف غنی بیشتر از حامد کرزی در نقض آشکار و بی‌رویه آن اهتمام می‌ورزد. امری که از پیامدهای منفی آن امریکایی‌ها نیز مصوون نخواهند ماند! به نظرنمی‌رسد که امریکایی‌ها در محاسبات خود در مورد افغانستان این نکات مهم را نادیده بگیرند.

قبل از سال ۲۰۰۱، حامیان طالبان در غرب- که حامدکرزی یکی از آنان بود- و بعدها آنان در دولت افغانستان نقش‌های مهمی را به عهده گرفتند، تلاش کرده بودند که شمال افغانستان را منطقه نفوذی روسیه و مردمان این منطقه را نیز روسی مشرب معرفی کنند اما تجربه هفده ساله حضور امریکایی ها در افغانستان این تلاش را بی‌ثمر ساخته است. امریکایی‌ها متوجه این نکته شده اند که امروزه با شمالی های افغانستان نسبت به جنوبی ها راحت‌تراند.

البته بازی‌های پشت صحنه سیاست طور دیگری است و با توجه به پیچیده‌گی اوضاع امنیتی-سیاسی افغانستان، احتمال این که خلاف ظواهر امر اتفاقاتی بیافتد بعید نیست.

نکته آخری این که، تنش موجود میان ارگ و نور ناشی از اولویت بندهای سلیقه‌یی و قومی تیم ارگ است. یعنی برکناری آقای نور از ولایت بلخ حتا اگر موجهه هم باشد، از نظر اولویت بندی ملی، در اولویت قرار ندارد و حکومت وحدت ملی کارهای مهم زیاد دیگری به انجام دادن دارد که باید آن را انجام دهد. کارهایی که از نظر اولویت بندی هم وجاهت ملی داشته باشد و هم به خیر و فلاح ملت و مملکت باشد. به بیان دیگر، آن گونه که روزنامه امریکایی  نیویارک تایمز، جنجال میان ارگ و نور را «دردسر تازه امریکایی‌ها» توصیف کرده، این «سردردی»ای است که از سوی تیم ارگ به امریکایی‌ها ایجاد شده است و ضرورت و توجیهی هم ندارد. یعنی ارزشش را ندارد. یعنی می‌شد از آن جلوگیری کرد.

یک زمانی حفیظ الله امین، رییس جمهوری وقت افغانستان، در حالی که حمایت بی دریغ کاخ کریملن را با خود داشت، چنان رفتاری در مواجهه با رقبای سیاسی اش از خود بروز داد که روسا شایبه همدستی او را با سازمان استخباراتی امریکا مطرح کردند. حالا می‌توان گفت که اشرف غنی و اطرافیان مورد اعتمادش، عین رفتار را می‌کنند؟ آیا با رفتارهای تنش‌زای تیم ارگ، شایبه همدستی این تیم با «کا جی بی» در ذهن امریکایی‌ها تداعی خواهد شد؟

Please rate this

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *