جدی ۳۰, ۱۳۹۶

نظام پارلمانی باید جایگزین نظام متمرکز شود

بخش بزرگی از حکومت طرفدار این است که باید نظام تعدیل شود و نظام ریاستی تبدیل به نظام پارلمانی شود و این خواست اکثریت کسانی است که تیم حکومت وحدت ملی را تشکیل می دهند.

****************

در حالی که بر اساس توافقنامه حکومت وحدت ملی باید لوی جرگه (مجلس بزرگان) تعدیل قانون اساسی برای تبدیل پست ریاست اجرایی به نخست وزیری برگزار شود، اما سرور دانش معاون دوم ریاست جمهوری تاکید دارد که نظام پارلمانی در کشور قابل اجرا نیست، زیرا سبب بی ثباتی و منازعات سیاسی می‌شود. آقای دانش همچنان گفته است که در افغانستان احزاب سیاسی ملی نیرومند وجود ندارد و در وضعیت فعلی اجرای نظام پارلمانی سبب حصار گروهی و قومی قدرت می‌شود اما آیا اظهارات سرور دانش توجیهی برای عدم تغییر نظام می‌تواند باشد؟

این در حالیست که آگاهان امور در کشور به این باور اند که مقام‌های حکومتی به شمول آقای دانش دیدگاه و باورهای شخصی شان آنچه در رسانه‌ها از آدرس حکومت می‌گویند متفاوت است و به خاطر خفظ جایگاه شان در قدرت این اظهارات را بیان می‌کنند.

مولانا فرید از آگاهان سیاسی در یک برنامه تلویزیونی در این مورد گفت: ” سرور دانش دو دیدگاه دارد، یک دیدگاه شخصی اش است که خواستار نظام متمرکز است و نبود نظام متمرکز و تعدیل در قانون اساسی را برابر با هرج و مرج در افغانستان می داند. و یکی هم دیدگاه دولتی اش است. دیدگاه دولتی اش هم این است که طرفدار توافقنامه سیاسی هستند و موافق به اصل تعدیل قانون هستند نظر به توافقنامه ای که در حکومت وحدت ملی است. نکته دیگری که بسیار مهم است این است که یکی از استدلال هایی که دانش داشته این است که اگر ما نظام متمرکز نداشته باشیم و یا قانون را تعدیل کنیم در این شرایط شاید منجر به هرج و مرج در کشور شود، اما از این روزی که نظام متمرکز داریم بدترین هرج و مرج ها را در کشور داریم. امروز معاون اول رییس جمهور در کنارش نیست و طرد شده است و از نظر من در بسا مسایل بسیار زیاد کسی که به نام رییس اجرایی مخالفت دارند. همچنان پارلمان کشور به شمول معاون اول پارلمان رییس جمهور را متهم به انحصار گرایی می‌کنند. کشورهای مختلف و دانشمندان مختلف و کسانی که سیاست افغانستان را زیر نظر دارند و رییس جمهور را بخشی از مشکل در افغانستان می دانند به خاطر انحصار بیشتر قدرت است. ما کاش این تجربه را می‌داشتیم که نظام متمرکز می توانست هرج و مرج را از بین ببرد.”

او همچنان گفت که نظام افغانستان باید پارلمانی شود، زیرا بخشی بزرگی از حکومت  و نزدیک به اکثریت شهروندان افغانستان طرف‌دار این است که باید نظام تعدیل شود و نظام ریاستی تبدیل به نظام پارلمانی شود و این خواست اکثریت کسانی است که تیم حکومت وحدت ملی را تشکیل می دهند. مردم طرف‌دار این هستند که نظام تعدیل شود چرا که نظام متمرکز نتوانست امنیت و ثبات بیاورد و هرج ومرج سیاسی را از بین ببرد. چیزی که امروز باعث رنجش بخش زیادی از داخل حکومت و دولت شده است این است که قدرت در دست یک شخص است و انحصار وجود دارد وقتی انحصار وجود دارد خودبخود یک بخشی از حکومتی‌ها از حکومت رنجیده می‌شوند. جدای این که احزاب سیاسی هم در جرگه این معترضان وجود دارند. تقسیم قدرت در افغانستان تا حدودی می‌تواند که حتی از هرج و مرج درون حکومتی بکاهد.

آقای فرید همچنان مدعی شد که مثلا در آن زمانی که مجلس قانون اساسی برگزار بود اعضای آن در برهه ای از زمان در مبارزات سیاسی کاملا مخالف تمرکز نظام بودند و خودشان در تیم داکتر عبدالله در دور انتخابات ۲۰۰۹ یکی از داعیه داران نظام غیر متمرکز بودند. تمام کسانی که خودشان طرف‌دار نظام متمرکز کپی شده از آمریکا بودند امروز به این نتیجه رسیده اند که این نوع نظام در افغانستان کارآمد نبوده است و جواب نمی‌دهد و امروز بدترین حالت را تیم رییس جمهور متمرکز با خودش دارد. چرا که نتوانسته اند حتی یک قناعت نسبی را در بین اعضای تیم خودش ایجاد کنند.

این فعال سیاسی معتقد است که حکومت از حزبی شدن پارلمان هراس دارد و افزود: نکته در این است که کسانی که از غرب آمده اند هیچ چیز نداشتند، آمده بودند و از هوا پرتاب شدند. وجه مردمی شان در افغانستان ضعیف بود. حزب سازمان وقت هم نداشتند تا امروز هم ندارند ترس شان این بود که احزابی که در افغانستان وجود دارند برای قدرت شان دردسر ساز شود و فکر می‌کنند اگر ما بر اساس احزاب پارلمان را تقسیم کنیم و سیاست افغانستان بر اساس احزاب دنبال شود ما از صحنه سیاسی بیرون می‌مانیم. به همین خاطر بود که تا امروز در برون احزاب می‌گذارند. وقتی کسانی که شرایط حزب بودن را به دست آورده اند و قوانین آن را اجرا کرده اند چطور می‌توانیم بگوییم که این حزب ملی نیست و قومی است.

آقای فرید، نظام را در اجرایی کردن کردن توافقنامه سیاسی بی اراده خواند و گفت، این که داکتر عبدالله در برابر اعتراض ها به نظام متمرکز سکوت می کند یا نمی کند، باید گفت که داکتر عبدالله باید مطابق به تعهدی که به ملت داده است و اساس حکومت وحدت ملی را موافقتنامه سیاسی تشکیل می‌دهد. وقتی مفاد توافقنامه سیاسی را یک نفر قبول کند و یکی دیگر قبول نکند، اصلا حکومتی به نام وحدت ملی دیگر موجودیتش منتفی است. اما حالا که سه سال از حکومت وحدت ملی می‌گذرد دیگر نه فرصتی برای برگزاری لوی جرگه (مجلس بزرگان) وجود دارد و نه کسی می‌خواهد این کار را عملی بسازد.

او، در خصوص نقش احزاب در حکومت تعدیل شده بیان داشت: ما وقتی می‌گوییم به احزاب اجازه داده شود در کشور فعالیت کنند و در حکومت باشند به این معنا است که راه احزاب راه انتقالی باشد. هیچ مشکلی در به میان آمدن احزاب قوی در افغانستان نیست جز چند نفر بی ریشه ای که نه حزب دارند و نه مردم را و نه ملت را. اینها خواسته اند که پا روی ملت بگذارند و بگویند که احزاب قومی است. اگر احزاب قومی است و ملی نیست و سراسری نیست تو به کدام دلیل به آن‌ها جواز می‌دهی؟ خود این حکومت ناقص فیصله‌های خود است. این حکومت در تمام تعهداتش جز مردم فریبی هیچ کار دیگری نکرده است.

Please rate this

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *