قوس ۴, ۱۳۹۶

هرچند دیرهنگام است اما؛ اظهارات نبیل باید جدی گرفته شود!!

نورالله ولی‌زاده

احزاب و جریان‌های سیاسی اپوزسیون حکومت که میل مشارکت در قدرت سیاسی را دارند و هم‌چنان جامعه مدنی و سایر عناصر دموکراتیک، می‌توانند با ابتنا به گفته‌های اخیر نبیل، روی یک طرح جامع و بازدارنده در جهت جلوگیری از به شکل گیری توافقاتی عمل کنند که میان کرزی و غنی شکل گرفت و احتمال شکل‌گیری آن میان غنی و یک چهره‌سیاسی دیگر نیز می‌تواند شکل‌گیرد.

*****************************

رحمت‌الله نبیل، رییس پیشین اداره امنیت ملی، هفته گذشته، در جریان یک برنامه تلویزیونی، از وقوع برخی تخلفات انتخاباتی و وجود توافق‌هایی بین حامدکرزی رییس جمهوری پیشین و محمداشرف غنی، رییس حکومت وحدت ملی، در انتخابات ۱۳۹۳ سخن گفت.

آقای نبیل، که در سال‌های آخر ریاست جمهوری حامد کرزی و همچنین دو سال نخست حکومت وحدت ملی، رییس اداره امنیت ملی بود، گفت که برخی اطلاعاتی که او در این مورد دارد را به عنوان “امانت مردم” افشا می‌کند. او گفت که سال‌ها پیش از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۹۳، بین آقایان کرزی و غنی “تعهداتی” صورت گرفته بود.

آقای نبیل گفت که کمیسیون انتقال مسوولیت‌های امنیتی از نیروهای بین‌المللی به نیروهای امنیتی  افغانستان به منظور فراهم کردن فرصت “کمپین انتخاباتی” برای یکی از نامزدها تشکیل شد. وی این کمیسیون را نهادی “مطلقا کمپینی” توصیف کرد و افزود که رییس جمهوری وقت، به یکی از نامزدهای انتخابات بعدی (۱۳۹۳) گفت: “کاندیدای بعدی شما می‌باشید.”

کمیسیون انتقال مسوولیت‌های امنیتی، در دوره دوم ریاست جمهوری کرزی تشکیل شد و آقای غنی به عنوان رییس آن به سراسر افغانستان سفر کرد. در این سفرها از او به عنوان یک مقام بلندپایه دولتی پذیرایی می‎شد.

آقای نبیل همچنان از چاپ شدن کارت‌های جعلی در زمان انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۹۳ در کابل نیز پرده برداشت و گفت که در زمان برگزاری انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۹۳ “ماشین چاپ کارت‌های (رای‌دهی) جعلی” در خانه یکی از مقام‌های بلندپایه دولتی، که به گفته او، در حال حاضر “هرکاره حکومت” است، گذاشته شد.

آقای نبیل در همین‌حال، با بیان این که در جریان انتخابات ۱۳۹۳ پول دستگاه‍‌های اطلاعاتی خارجی در انتخابات مصرف شد، افزود که “دالرهای جعلی در کمپین‌های انتخاباتی دخیل شد”، زمین مردم از قبل فروخته شد و در برگزاری انتخابات از “زور” استفاده شد.

آنچه رحمت‌الله نبیل گفت از آن‌رو مهم پنداشته می‌شود که وی فرد درجه یک «رازدار» حکومت در اواخر دوره ریاست جمهوری حامد کرزی و اوایل حکومت وحدت ملی بود. ورنه بسیاری از سخنان آقای نبیل برای کسانی که ناظر تحولات سیاسی افغانستان‌اند، تازه‌گی ندارد. این‌که حامد کرزی زمینه ورود اشرف غنی به ارگ را مساعد ساخت و این‌که تقلب‌های گسترده در انتخابات به نفع تیم تحول و تداوم به رهبری اشرف غنی شکل گرفت، موضوعات تازه و رازهای ناگفته نیستند.

مهم‌ترین نکته در سخنان آقای نبیل در واقع، برملاسازی توافقی است که میان کرزی و غنی سال‌ها قبل از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۹۳ صورت گرفته بوده. هرچند غالب تحلیل‌گران مسایل افغانستان، بر وجود توافق میان کرزی و غنی آگاه بودند و از فحوای رفتار و حرکات این دو و همچنان شکل‌گیری تحولات سیاسی، وجود چنین توافقی قابل استنباط بود، اما صراحت و وضاحت آقای نبیل در این خصوص، حایز اهمیت است و می‌تواند منحیث یک سند تاریخی علیه این دو چهره سیاسی ظاهرا «متباین» اما ماهیتا«یکی» استفاده شود.

آقای کرزی، بعد از تشکیل حکومت وحدت ملی، طوری وانمود کرده‌ که گویا هیچ نقشی در شکل‌گیری حکومت وحدت ملی و جنجال‌های سیاسی میان آقایان عبدالله و غنی که افغانستان را به مرز تجزیه وساختار سیاسی را به مرز فروپاشی کشاند، نداشته است. کرزی با ظاهر شدن در چنین نقشی، تلاش کرده تا در پشت صحنه سیاسی، چهره‌ها و جریان‌های سیاسی اپوزسیون حکومت را رهبری نموده و به اصطلاح زمینه حضور مجدد خویش در ساختار قدرت سیاسی را برای آینده مهیا بسازد.

احتمالا حضور نافذ و «تمامیت‌خواهانه» کرزی در میان جریان‌های سیاسی تازه تشکیل، نظیر جریان سیاسی«محور مردم»  و سایر جریان‌ها، چهره‌های شاخص سیاسی در این جریان‌ها را به ستوه آورده و اظهارات آقای نبیل می‌تواند در همین چارچوب به تحلیل گرفته شود. چون کرزی هنوز هم می‌خواهد همه کاره جریان‌های سیاسی اپوزسیونی در بیرون از حکومت باشد، آقای نبیل که او نیز از چهره‌های شاخص جریان‌های اپوزیسیونی به شمار می‌رود، خواسته که با افشاگری در مورد کرزی، موقف او را در میان جریان‌های اپوزسیونی تضعیف نماید.

تبانی و توافق میان افراد و جریان‌های سیاسی بر سر چگونگی رفتن و آمدن افراد و گروه‌های مشخص بر سکوی قدرت سیاسی، در واقع یکی از جدی‌ترین نگرانی‌ها در میان طرفداران نظام دموکراتیک است. این گونه توافق‌ها و تبانی‌ها، ماهیت نظام دموکراتیک را که طبق آن، انتقال قدرت سیاسی از یک شخص و گروه سیاسی به شخص و گروه سیاسی دیگر، از طریق انتخابات شفاف و رای و اراده مردم صورت گیرد، به شدت لطمه می‌زند و آن را در حد یک نظام موروثی تقلیل جایگاه می‌دهد. از این نظرگاه، حامدکرزی بنیان‌گذار یک سنت سیاسی«بد» در روند دموکرازیسون در افغانستان پنداشته می‌شود. او که در سال‌های اخیر دوره ریاست جمهوری‌اش، رفتارها و گرایش‌های تبارگرایانه از خود بروز داد و با امریکایی‌ها نیز درافتاد، پایه‌های دموکراسی لرزان و نوپای افغانستان را که به حمایت جامعه جهانی و خون هزاران قربانی شکل گرفته، لرزان‌تر ساخت.

حکومت ظاهرا وحدت ملی کنونی، با ساختار معیوب، دوگانه و متناقض‌اش میراث حامدکرزی است. این حکومت، هیچ کار سامان‌مندی در جهت تقویت دموکراسی و پیش‌برد روندهای دموکراتیک در کشور انجام نداده و انتخابات پارلمانی منحیث یگانه ماموریت دموکراتیک این حکومت هنوز که هنوز است با گذشته دو سال و چند ماه از پایان کار پارلمان دوم، برگزار نشده است. تمام عمر حکومت وحدت ملی صرف جنجال و کشکمش‌های سیاسی میان ارکان تشکیل دهنده حکومت و مقام‌های کلیدی آن شده و این امر موجب شده که اختلاف، دودسته‌گی و بی‌برنامه‌گی در تمامی سطوح حکومتی و اداری افزایش پیدا کند و به ویژه تبعیض و تبارگرایی در گونه‌های مختلف و انکشاف یافته آن عرض وجود کند و از حکومت به درون ساختارهای اجتماعی نیز رخنه و نفوذ نماید.

هرچند اشرف غنی بعد از به قدرت رسیدن، طبق میل و خواست کرزی عمل نکرد و در بسیاری موارد حتا از اختلاف نظرهای شدید میان کرزی و غنی گزارش شده و گفته می‎‌شود که اختلاف قومی میان پشتون‌ها نیز در نتیجه اختلاف‌های این دو افزایش یافته اما با آن هم کرزی نمی‌تواند نسبت به آنچه که توافق قبلی وی در امر آوردن یک چهره سیاسی و یک تیم سیاسی خاص-با نگاه تبارگرایه به ارگ خوانده می‌شود، مسوولیت‌گذیری و فرافگنی داشته باشد.

بسیاری‌ها، افشاگری‌های اخیر رحمت‌الله نبیل را دیرهنگام و بی‌هوده ارزیابی نموده و آن را فاقد هرگونه ارزشی خوانده‌اند. غالبا گفته‌های اخیر آقای نبیل به سه دلیل عمده فاقد ارزش خوانده می‌شود: یکی، آنچه آقای نبیل اخیرا گفته، چیزهای تازه نبوده و بسیاری از ناظران در همان زمان پیکارهای انتخاباتی آقای غنی و پایان حکومت کرزی، براین امر آگاه بودند که کرزی و غنی با هم توافقاتی دارند و تقلب سازمان‌یافته در راه است و از قبل مدیریت شده است. دوم، آقای نبیل، می‌توانست این افشاگری‌ها را در زمانی انجام دهد که مسأله انتقال قدرت سیاسی و جنجال های انتخابات داغ بود و می‌توانست اثرگذار باشد که انجام نداد. سوم، آقای نبیل خود اخیرا وارد جریان‌های سیاسی مخالف حکومت شده و احتمالا برنامه‌هایی برای مشارکت در عرصه سیاسی در آینده روی دست دارد که افشاگری‌های اخیرش می‌تواند گامی در جهت «شخصیت‌سازی» و کسب محبوبیت و وجاهت برای خودش باشد.

اما روی‌همرفته اظهارات آقای نبیل، به ویژه برای آنانی که دغدغه نهادینه شدن دموکراسی و ارزش‌های نوین در افغانستان را دارند، نمی‌تواند بی اهمیت باشد. این اظهارات از وجود یک زنجیزه مخفی در پشت صحنه سیاسی خبر می‌دهد که می‌تواند برای آینده سیاسی افغانستان خیلی خطرناک باشد. این زنجیره که از افراد و گروه‌های سیاسی تبارگرا و عناصر ضد دموکراتیک و نامعتقد به ارزش‌های دموکراتیک تشکیل شده، مهم‌ترین ماموریت‌اش این را می‌داند که قدرت سیاسی باید به شکل سلسله‌وار و میراثی در نزد یک گروه‎‌ خاص قومی نگهداشته شود. چنین سناریویی، بدترین سناریو برای دموکراسی و شکل‌گیری ارزش‌های نوین و مدنی است وثبات سیاسی افغانستان را در آینده با خطرهای جدی روبرو می‌کند.

احزاب و جریان‌های سیاسی اپوزسیون حکومت که میل مشارکت در قدرت سیاسی را دارند و هم‌چنان جامعه مدنی و سایر عناصر دموکراتیک، می‌توانند با ابتنا به گفته‌های اخیر نبیل، روی یک طرح جامع و بازدارنده در جهت جلوگیری از به شکل گیری توافقاتی عمل کنند که میان کرزی و غنی شکل گرفت و احتمال شکل‌گیری آن میان غنی و یک چهره‌سیاسی دیگر نیز می‌تواند شکل‌گیرد.

وادارسازی حکومت در جهت ایجاد اصلاحات بنیادین در نظام انتخاباتی، برگزاری انتخابات پارلمانی و شوراهای ولسوالی‌ها و سایر روندهای دموکراتیک، می‌تواند در صدر اجندای جریان‌های سیاسی مخالف حکومت باشد. انجام این کارها در واقع صاف کردن راه برای تمامی احزاب و جریان‌های سیاسی برای حضور در صحنه سیاسی است. راه‌هایی که یک زنجیره خبیثه تبارگرا در حال مسدود کردن آن است! طبیعتا انجام نشدن این کارها به معنای، مسدود شدن آخرین روزنه‌های امید برای داشتن یک افغانستان با ثبات و دموکراتیک است. از بین رفتن این روزنه‌ها، به معنای این خواهد بود که برنامه توسعه سیاسی افغانستان معطل شده و دچار یک عقب‌گرد هولناک خواهد شد.

آقای نبیل از ۱۳۸۳ کار در نهادهای امنیتی و اطلاعاتی را آغاز کرد و در ۱۳۸۹ به ریاست اداره امنیت ملی رسید. او دو سال بعد معاون شورای امنیت شد و بار دیگر در ۱۳۹۲ به ریاست امنیت ملی تعیین شد. آقای نبیل پس از تشکیل حکومت وحدت ملی در ۱۳۹۳ هم در همین سمت ماند و یک سال بعد استعفا کرد.

او با مشارکت رنگین دادفر سپتنا، وزیر خارجه و مشاور امنیت ملی ریاست جمهوری در زمان حامد کرزی و شماری از چهره‌های دیگر در ۲۵ سرطان/تیر تشکل سیاسی را به نام «محور مردم افغانستان» ایجاد کرد که عمدتاً سازمانی مخالف حکومت وحدت ملی شمرده می‌شود.

Please rate this

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *